پيدايش 6 سيگما :
6 سيگما در دهه 80 و در طي يك برنامه مهندسي مجدد در مديريت كيفيت جامع در شركت موتورولا پا به عرصه وجود نهاد. نام و ايده آغازين 6 سيگما به بيل اسميت نسبت داده مي شود. وي اکنون پدر شش سيگما نام دارد. بيل اسميت با مشاهده افزايش نرخ خطا در نتيجه افزايش پيچيدگي محصولات و اضافه شدن بر تعداد قطعات آنها،به ناکارآمد بودن سطح کيفيت 3 سيگما در فرآيند توليد پي برد و ايده ي 6 سيگما را مطرح نمود. پس از تجربه موفقيت آميز موتورولا در زمينه ي شش سيگما سازمان هاي ديگري نيز موفق شدند اين روش شناسي را پياده کرده و نتايج قابل توجهي بدست آورند که از مهم ترين آنها به شرکت جنرال الکتريک مي توان اشاره کرد. با اين وجود رسيدن به سطح 6 سيگما يک چشم انداز است و هنوز شرکت هاي مطرح در استفاده از اين روش قادر به دستيابي به سطح 6 سيگما نبوده اند. بكار گيري شش سيگما در ايران تا كنون دستاوردهاي مالي و غير مالي بسياري به همراه داشته است به طوريكه محبوبيت اين رويكرد همواره بين مديران و مسئولان ايراني در حال رشد است. اين رويكرد نشان داده است انطباق عميقي با فرهنگ جاري سازماني در ايران دارد.
6 سيگما روشي براي توليدات منطبق بر انتظارات مشتريان است به گونه اي که شمار عدم انطباق ها در میليون فرصت کمتر از 3.4 شود. طبق این تعريف 6 سيگما متدلوژي طراحي،توليد ،عمليات و پشتيباني بر اساس استانداردهاي سطح بالاست. اين متدلوژي راهي براي درک اين واقعيت است که کجا هستيد و کجا مي توانستيد باشيد. بسياري از متخصصين فنون کنترل کيفيت معتقدند که شش سيگما پديده اي جديد نيست بلکه نگرشي جديد از نحوه بکارگيري بهينه از ابزارهاي گذشته است.
توضيحاً اينکه متن کامل در لينک زير موجود ميباشد.